الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٧ - تضعيف معناى تقريب براى«او»
بدست مىآيند.
و جاى بسى تعجّب است كه حضرات گفتهاند:
از جمله معانى صيغه « افعل » تخيير و اباحه مىباشد و براى تخيير مثال به « خذ من مالى درهما او دينارا» زده و براى اباحه « جالس الحسن او ابن سيرين» را شاهد قرار دادهاند.
و در جاى ديگر گفتهاند:
« او » مفيد تخيير و اباحه است و براى ايندو، دو مثال مذكور را ذكر كردهاند و همانطورى كه اشاره شد جاى تعجب است چه آنكه اگر « او » مفيد ايندو معنا است دو مثال ياد شده را مى بايد شاهد براى « او » آورد نه صيغه « افعل » و اگر صيغه « افعل » ايندو معنا را افاده مىكند دو مثال مذكور شاهد براى آن بوده نه « او » پس اينكه مثالين را هم شاهد براى اين بياوريم كه تخيير و اباحه از « او » استفاده مىشوند و هم براى اينكه از صيغه « افعل » آندو را مىفهميم تعجّبآور است.
تضعيف معناى تقريب براى «او»
سپس مصنّف گويد:
و از امورى كه فساد و بطلانش واضح و روشن است اينكه ادباء براى « او » معناى دهم يعنى تقريب را ذكر كردهاند در حاليكه « او » در مثال سابق الذكر يعنى ما ادرى أسلّم او ودّع براى افاده شك است كه باز اينمعنا را خود حضرات توهّم كرده و از معانى « او » دانستهاند و به تعبير ديگر:
گرچه ما قبول نداريم كلمه « او » مفيد شك باشد بلكه اينمعنا از غير آن استفاده ميشود ولى حضرات اينطور پنداشتهاند كه « او » مفيد آن مىباشد حال بفرضى كه اين گمان و پندار صحيح باشد در مثال: ما ادرى اسلّم او ودّع كلمه « او » مفيد همين معنا يعنى شك مىباشد نه تقريب بلكه معناى تقريب از اشتباه سلام به وداع استفاده ميشود يعنى در جائيكه وقت و زمان سلام با موقع و هنگام وداع نزديك و مقارن باشد و شخص